دقیقا ده سالم بود؛ دوان دوان با شوق و اشتیاقی فراوان نزد مادر رفتم و گفتم که میخواهم چادر بپوشم، نه فقط در مراسمات مذهبی، همیشه و همهجا! مادر میگفت هنوز زود است؛ منصرف شدم؟ نه! مصرانه پای تصمیم خود ماندم و بالاخره یک چادر خریداریم...
تقریبا یکسالی گذشته بود و من، منی که چادرهم میپوشیدم، چندین بار توسط حیوان پدوفیلی که اورا دایی میخواندم، اویی که فرزند شهید خوانده میشد، مورد تعرض قرار گرفتم. آنقدر بچه بودم که نمیدانستم این کار یعنی چه و من باید چه کنم؟ خجالت میکشیدم و چیزی نمیگفتم، تنها چشمانم را میبستم و خود را به خواب میزدم که از خجالت آب نشوم. آن خدا خدا گفتنایی که در دل میگفتم تا این حیوان رهایم کند را هنوز به یاد دارم...
آیا این حجاب، این چادر، حافظ من بود؟ آن خجالت و به اصطلاح حیا، پاسدار جانی که حتا هنوز هیچ آثاری از بلوغ نداشت، بود؟ آن ناآگاهی و چشم و گوش بسته بودنم به من کمک کرد؟ آیا آن خدا گفتن و دعا کردن در دلم جواب داد؟ نه، به جان خودم نه! اما شاید، شاااید اگر کمی آگاه بودم، کمی اموزش دیده بودم، بدردم میخورد، شاید اگر آموزش دیده بود، کار من به اینجا کشیده نمیشد.
جانم به درد میآید وقتی میبینم حجاب را طوری تفسیر میکنند که حافظ انسان است. وقتی که میبینم با کوته فکری و سطحی نگری، فکر میکنید که با حجاب، تمام مشکلات جنسی یک جامعه رفع خواهد شد و قصد دارید مسئله به این دشواری و پیچیدگی که نیاز به مطالعات بسیار، در رشتههای مختلف نیاز است، تنها با یک قانون حجاب از سر خود باز کنید...
بگذارید مثالی بزنم، شخصی مقدار زیادی پول دارد و وظیفه دارد آن را از دست دزدان پنهان کند، اما وقتی در آن جامعه برای کمتر شدن این دزدان هیچ کاری انجام نشود، پیشرفت آنها را شاهد خواهیم بود که میتوانند همان پولِ پنهان شده را بدزدند.
وقتی در کشور ما هیچ آموزش جنسی وجود ندارد، حجاب هم تاثیری ندارد. خواهش میکنم اگر کمی، فقط کمی دغدغۀ اجتماعی دارید و خواستار امنیت و جامعهای سالم هستید، فکر اساسی بابت این مشکل کنید. به هرحال حجاب به تنهایی، تنها حذف صورت مسئلهاست.
نمیدانم چطور خواهش کنم، خودم دردش را چشیدهام و یک درصد هم دوست ندارم این اتفاق برای دختران و حتی پسران، بیافتد. آنقدر روی حجاب متمرکز نشوید و بهجای آن از ریشه تحلیل کنید. حتی به پسرها هم اینگونه آموزش میدهند که بر ناموسشان غیرت داشته باشند، اما یاد نمیدهند که چطور خودشان خبط نکنند. این چگونه آموزشیاست؟! اینطور میخواهید جامعهای سالم داشته باشیم؟
آنقدر بر حجاب متمرکز شدید که عموم مردم بیشتر از اینکه متجاوز را که در هر صورت کار اشتباهی انجام دادهاست، متجاوز بخوانند، قربانی را قضاوت و سرزنش میکنند، حتی شاید تویی که حال مرا میخوانی، از این قائده مستثنی نیستی. شاید هم گمان میکنی دروغ میگویم. باشد. من دروغ میگویم اما نمیتوانی دختران زیادی که قربانی شدند و سکوت کردند را انکار کنی.
امیدوارم حرفم را به گوش آنهایی که میخواهند این مسئلهی پیچیده که به عوامل زیادی بستگی دارد را فقط با حجاب حل کنید، برسانید.
با التماس تفکر، نیک
برچسب:
نویسنده: یاسین فراهانی